شعر(مادربزرگ)

مادربزرگ


مادر بزرگ خوبم،همیشه مهربونه

دوسش دارم زیادی،این وخودش می دونه

وقتی میرم کنارش،سر میذارم رو زانوش
دست میکشه روموهام،می گیردم به آغوش

قصه می گه برایم،قصه های قدیمی
قصه ی دوستایی که باهم بودن صمیمی

دست می کنه توجیبش، میده بهِم آبنبات
صورتمو می بوسه،میگه:فدای چشات

منم میگم الهی  زنده باشی همیشه
هیچکی برام مثل تو،مادربزرگ،نمیشه

 

شاعر:فاروق پورحبیب

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.