مطالب توسط pourhabib

شعر«کتاب من قرآن است»

نام من مسلمان است،کتاب من قرآن است این کتاب مقـدس،راهنمـای انسـان است معجزه ی پیامبر(ص)،باصدوچهارده سوره این مشعـل هدایت در آخـر الـزّمان است می خـوانمش همیشه،زیرا  که راهـنمایم برای ایمنـی از هـرحیله ی شیـطان است در آیه آیه ی آن اندیشـه می کـنم مـن زیرا سـعادت من تنهـا عمل به  آن است «تنزیلِ محکم» اورا […]

شعر«اسراف»

اسراف چیه؟ اسراف هدر دادنه هــر طرفــی ریخـتن و پاشیدنه اسراف گناهه،هرکی اسراف کاره تو زندگـیش همـیشـه بد مــیاره خــدا گفته تو قـــرآن تا بدونــی اسراف اگه کنی دوست شیطونی شاعر: فاروق پورحبیب  

بارون چیه؟

بارون چیه؟ از کجا اینهـمه بارون میاد؟ اینهـمه بارونی که از تو آسمـون میاد میخوای بدونی گوش کن،قصه بارون چیه علـت شُـرشُـر آب از توی ناودون چیه وقتی که خورشید خانوم می تابه روی دریا آب و بخـار می کـنه مـیره به سـمت بالا بخـار که بالا بِـره ابـری می شـه آسمـون ابرها به هم […]

شعر «نماز بخون»

نمازبخون،نماز ستون دینه راه رسیدن به بهشت همینه بچه ی خوب باید باایمون باشه دوست خدا،دشمن شیطون باشه خدامیگه: نمازبخون دوستِ من بنده من باش وبمون،دوست من نماز نخونی دوست شیطون می شی از این کارت یه روز پشیمون می شی وقت نماز که میشه پا شو از جا وضو بگیربا آب پاک سرتاپا برو […]

شعر(بچه آهوی شیطون)

یه روز یه بچه آهو خوشکل وقهوه ای مو دوید بیرون ازخونه رفت کنار رودخونه بچه آهوی شیطون هر طرفی گریزون هرجا می رفت بی هدف می خورد زیادی علف مامان بهش گفته بودهرکجا که چریدی مواظب خودت باش نخورهرچی که دیدی بچه آهو گوش نداد به حرفای مامان جون هر گیاهی که می دید […]

شعر(حیوانات جنگل)

حیوانات جنگل اتل متل یه جنگل چه حیوونایی داره هرکدومش یه رنگ ویه جورصدایی داره شیر داره،میمون داره،آهو و فیل و پلنگ روشاخه ی درختاش پرنده های قشنگ کفتار وگرگ وروباه،ببر وشغال وخرگوش خوک داره و خرس داره،زرافه ومار و موش طوطی و جغد وعقاب کرگدن و گورِخر پرخطرن بعضیا،بعضی دیگه بی خطر جنگلی که […]

شعر(روباه و مرغ)

روباه و مرغ یه روز یه مرغ پَرحنا قشنگ و با ناز و ادا تنهایی توی مزرعه قدم می زد به هرکجا دونه می چید از رو زمین اونو بچین،اینو بچین اما خبرنداشت پَیِش روباهه کرده بود کمین روباهه در کمین نشست تا مرغه اومد پیشِ دست یهو دوید مرغ وگرفت بال وپرِ مرغه روبست […]

شعر(مادربزرگ)

مادربزرگ مادر بزرگ خوبم،همیشه مهربونه دوسش دارم زیادی،این وخودش می دونه وقتی میرم کنارش،سر میذارم رو زانوش دست میکشه روموهام،می گیردم به آغوش قصه می گه برایم،قصه های قدیمی قصه ی دوستایی که باهم بودن صمیمی دست می کنه توجیبش، میده بهِم آبنبات صورتمو می بوسه،میگه:فدای چشات منم میگم الهی  زنده باشی همیشه هیچکی برام […]

شعر(مسواک)

مسواک به به،چه دندونایی،چقد سفید و زیباست قشنگیِ دندونات وقتی می خندی پیداست بوی خوش دهانت پیچیده توی خونه مسواک بزن دندونات اینجور تمیز بمونه روزی سه وعده مسواک،مفیده واس دندون برای یک بچه ی خوشکل و ناز و خندون مسواک اگه نباشه دهان چه بدبو میشه دندونا زرد و سیاه،فاسد و کِرمو میشه اونوقت […]

صبحانه

یه بچــه ی قـــوی و نیرومــندم سلامتم خوشحالم ومی خندم اســتخـــونام قــویه مــثل آهــن کسی قوی نیست دیگه مانند من می بینی که مریض نمیشم ،چرا؟! چون که یه راز دارم،میگم به شما چــیه رازم؟ اینه کــه بی بهــــونه صبح که پامیشم می خورم صبحونه چی می خورم صبحونه؟ خرما وشیر عســل یا خامه،سبزیجات و […]